ما اغلب به این باور می رسیم که هرچه آزادی بیشتری در طراحی داشته باشیم خلاق تر خواهیم بود.

اجازه داشتن برای خلاقیت بدون محدودیت. خیلی عالی است. بودجه نامحدود؟ معرکه است. بدون هیچ برنامه زمانی؟ از این بهتر هم مگر ممکن است؟
من می گویم محدودیت های خود را بپذیرید. چیزی که شما را از بقیه متمایز می کند نوع برخورد و ارائه راه حل در مواجهه با این محدودیت هاست.

تحمیل محدودیت ها می تواند منجر به تصمیمات عالی در زمینه طراحی شود.

محدودیت ها اغلب شما را وادار می کند به مسائل از منظری دیگر نگاه کنیدو این امر نه تنها جلوی خلاقیت شما را نمی گیرد بلکه می تواند باعث واضح تر شدن اهداف طراحی شود.

یکی از بارزترین و مورد بحث ترین مثال ها در خصوص محدودیت مثال آیپد است.

محدودیت های باورنکردنی در خصوص این محصول وجود داشت. بسیاری از مردم در ابتدا فکر می کردند با وجود محدودیت های بسیار اپل با ساخت آیپد شکست بزرگی را متحمل می شود. با این حال ، تیم اپل واقعاً مظهر تفکر تبدیل محدودیت ها به فرصت ها است. علی رغم محدودیت های فیزیکی ، تکنولوژیکی ، زمانی و البته محدودیت های ”استیو جابز” ، تیم قادر به یافتن راه حل های خلاقانه ای بود که به آنها اجازه می داد محصولی واقعاً منحصر به فرد ایجاد کنند.

آیا در خصوص آیپد مشکلی وجود داشت؟

البته که وجود داشت. نکته این است که اگر می خواهید یک تجربه واقعاً قانع کننده ایجاد کنید ، از محدودیت های خود شکایت نکنید. آنها را بپذیرید. و با انجام این کار ، خلاقیت خود را هر چه بیشتر نشان دهید.

آی پد اپل- برای کدامیک گروه از مشتریان

ipad
ipad

بعد از سالها گمانه زنی ، سرانجام اپل رایانه لوحی خود را با نام iPad روانه بازار کرد. این محصول تحسین خیلی افراد و گروه ها را برانگیخت.
البته انتفادهای تند و زیادی هم بلافاصله پس از ورود ipad به بازار، بوجود آمد.هر ویژگی ای که این محصول فاقد آن بود ، مورد انتقاد منتقدین بود. از نداشتن دوربین و پورت یو اس پی، فلش و پورت HDMI ، و multi-tasking نبودن آن. در 24 ساعت پس از ارائه محصول آیپد به بازار ده ها دلیل برای اینکه این محصول در بازار شکست می خورد ارائه شد.

اما اگر iPadمحصولی برای افرادی که آن را نقد می کنند نبوده باشد چه؟

اگر تجربه ای که طراحان اپل برای ۱۵ سال آینده در نظر داشته اند با تجربه شخصی نویسندگان و وبلاگ نویسان فناوری متفاوت بوده باشد، چه انفاقی رخ می داد؟اگر شما ، به عنوان یک خوره فناوری، مخاطب هدف این فناوری نباشید ، آنگاه باز هم از این محصول انتفاد می کردید؟

انسان از دیدگاه ذهنی همیشه در حال رنج بردن است.

ما خود را در مرکز جهان می بینیم. اندازه گیری چیزهابدون در نظر گرفتن خواسته های شخصیمان تقریبا غیرممکن است … وقتی وسایل جدیدی مثل iPad معرفی می شوند، دنبال آن خواهیم بود که چه چیزی از این محصول برای من در وهله اول خوب است.

با این حال ، طراحان تجربه کاربر ، هرگز نمی توانند بازخوردهای کاربران را نادیده بگیرند و باید از یک دیدگاه عینی تر طراحی ها را انجام دهند و به انتقاد ها نیز گوش فرا دهند.

دیدگاه اولیه ما نسبت به یک محصول به مرور زمان تغییر می کند.

به عنوان مثال ممکن است طراحی آیپد را از زوایای دیگری ببینیم.با بررسی اظهار نظر ها ی اولیه و دیدن فیلم هاو مشاهده عکس های به اشتراک گذاشته شده از یک محصول، قضاوت نسبت به آن بسیار ساده تر می شود. حال این سوال مطرح می شود که این محصول برای چه کسی و چه بازاری جذابیت دارد؟

iPad برای افرادی که کار کردن با لپ تاپ برایشان سخت است، مناسب و جذاب است.

بسیاری ازافراد از لپ تاپ به همان منظوری که ما از آن استفاده می کنیم ، استفاده نمی کنند. آنها به احتمال زیاد مخاطب اصلی iPad هستند. این افراد به دقت در حد پیکسل نیاز ندارند. اما می توانند با دقت یک انگشت از آن استفاده کنند. آنها ممکن است از iPad در آشپزخانه ، اتاق نشیمن ، اتاق خواب ، حتی حمام استفاده کنند. اما آنها احتمالاً از آن در دفتر کارشان از آن استفاده نمی کنند.

ما به عنوان طراحان و منتقدین محصول باید خود را به جای دیگران بگذاریم و به محصول بنگریم.

ناتوانی ما در انجام این کار باعث می شود به شخص ظالمی مبدل شویم که به حرف دیگران اهمیتی نمی دهد